تبليغاتX
پاسداران فرهنگ ایران - بسیج فرزند نازک نارنجی جمهوری اسلامی

گفتمان غالب گروههایی که نام بسیج را یدک می کشند، اعم از بسیج دانشجویی، بسیج اصناف و .... گفتمانی برخاسته از جایگاه قدرت، تسلط و انحصارگرایی است. گفتمانی که در دنیای امروز رفته رفته فراموش می شود و جای خود را به  فرهنگ تساهل و تسامح می دهد. با روی کارآمدن بسیج در سالهای ابتدایی پس از انقلاب و دراختیار گرفتن بسیاری از مسئولیتهای مهم و حیاتی در آن زمان، به ذهن کمتر کسی می رسید که بسیج و بسیجی پس از 30 سال به نهادی دور افتاده از عموم جامعه و طرد شده از سوی شهروندان بدل شود. کمتر کسی تصور می کرد که بسیج دستاویز افراد و گروههایی از حاکمیت شود که به وسیله آن گفتمان زور و زورگویی را به عموم جامعه و دگر اندیشان منتقل کند.  تا حدی که  بسیج در دید جامعه به عنوان نهادی سرکوبگر، متحجر و مزدور برای حاکمیت شناخته می شود.

بسیج بعنوان بخشی از زیر مجموعه سپاه پاسداران انقلاب که یک نهاد غیر رسمی نظامی محسوب می شود، توانسته است با استفاده حداکثری از امکانات موجود خود را از بدنه جامعه جداساخته و با ورود به پایگاه قدرت نقش بسزایی در مقابله با دیدگاههای مخالف ایفا کند. سرمایه گذاری حاکمیت بر بسیج از آن جهت حائز اهمیت است که نیاز آن را از دو بعد نیروی انسانی داوطلب و همچنین پایگاه ایدئولوژیک مناسب تامین می کند و عملا  حاکمیت را از پرداخت هزینه های مادی و معنوی در برابر افراد و گروههای دگر اندیش حفظ می کند.

با روی کارامدن دولت اصلاحات  در سال  1376 و بازشدن نسبی فضای جامعه در عرصه های مختلف فرهنگی و ... بسیج مجوزهای بیشتری را از سوی نیروهای پرنفوذ در حاکمیت برای مقابله با نیازهای جامعه دریافت کرد. بسیج با ایجاد پایگاه در سازمانها و نهادهای مختلف اعم از دانشگاه، اصناف، مساجد و... عملا توزیع نیرویی را در دستور کار خود قرار داده است تا در مواقع لزوم حتی در زمان صلح به سرکوب مخالفین بپردازد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:27  توسط دادخواه  |